ناجي محمد حسن عبد القادر الأنصاري ( مترجم : عبدالمحمد آيتى وتلخيص : رضا مختارى )
77
عمارة وتوسعة المسجد الشريف النبوي عبر التاريخ ( مسجد شريف نبوى در طول تاريخ ) ( فارسى )
نهم : منارهء مسجد شريف نبوى پيش از آنكه فرمان اذان در رسد ، منادىِ رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را ندا مىداد : « الصلاة جامعة » پس مردم گرد مىآمدند . چون قبله از بيتالمقدس به كعبه تحوّل يافت ، فرمان اذان داده شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله در انديشهء اذان بود . بعضى براى گردآوردن مسلمانان در مسجد ، گفتند بوق بزنند و بعضى گفتند : ناقوس . در اين احوال عبداللَّه بن زيد خزرجى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : ديشب در خواب مردى را ديدم كه دو جامهء سبز بر تن داشت و ناقوسى در دست . به او گفتم كه اين ناقوس را مىفروشى ؟ گفت : براى چه مىخواهى ؟ گفتم : مىخواهم به آن ، مردم را به نماز فراخوانم . گفت : نمىخواهى تو را به بهتر از اين راه بنمايم ؟ پرسيدم : آن چيست ؟ گفت : بگو : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر ، تا آخر اذان . خزرجى خواب خود را براى پيامبر بيان كرد ، پيامبر فرمود : اگر خدا خواهد خوابى است راست پس برخيز نزد بلال برو و اين كلمات را به او بياموز تا با صداى بلند بخواند ؛ زيرا صداى او خوشتر از صداى تو است .